چطور باید بعد از پذیرش ولادت ایشان امامت ایشان رو پذیرفت؟ درواقع مستند اینکه مهدی موعود ایشان هستند چیست؟ چرا علمایی از اهل سنت ( البته نه همگی)، ولادت ایشان رو پذیرفته‌اند، اما مهدی موعود بودن ایشان رو نه؟ با توجه به این که ولادتشون رو قبول دارن چطور توجیه میکنن که هیچ نقلی از زندگی و یا مرگ ایشون در تاریخ نیست؟

امامت مانند نبوت، موهبتی الهی است که خدای متعال به بندگان برگزیده و شایسته خود بخشیده است و در این بخشش سن و سال، دخالتی ندارد؛ از این‌رو امر پیشوایی در کودکی، نه فقط امری بعید نیست که در طول تاریخ میان پیامبران الهی (علیهم‌السّلام) سابقه‌ای دیرینه دارد. و کسانی که برای خرده‌گیری بر پیروان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) این مطلب را دستاویز خود قرار داده‌اند، در بیان پیامبری برخی پیامبران و نبوغ برخی بزرگان دين و دانش هيچ ترديدى به خود راه نداده‌اند
به دلیل احادیث رسیده از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)درباره این‌که از صلب امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرزندی به دنیا خواهد آمد که برپا دارنده عدل و قسط و نابودکننده بساط ظلم و جور ستمکاران خواهند بود، دستگاه خلافت عباسی بر آن شدند تا با هدف جلوگیری از چنین رخدادی، امام عسکری (علیه‌السلام) و بیت ایشان را مدت‌ها تحت مراقبت شدید قرار دهد، تا در صورت آگاهی از تولد چنین فرزندی، او را بکشد، اما اراده حکیمانه الهی چنین بود که امام مهدی (علیه‌السلام) همانند حضرت موسی (علیه‌السلام) به‌طور معجزه‌آسا، دوران حملش نامحسوس و قضیه ولادتش از آگاهی و دید دشمنان، پنهان بماند.
در چنین شرایطی امام عسکری (علیه‌السلام) با تدبیر خاصی، تلاش مخالفان را بی‌نتیجه گذاشت و ضمن حفظ جان فرزندش، وی را به تعدادی از خواص شیعیان و یاران خود نشان داد و معرفی کرد تا شیعیان در مورد امام دوازدهم، دچار تردید و انحراف نشوند.
با شهادت یازدهمین پیشوای شیعیان در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ ق، در حالی که بیش از پنج سال نداشت بهره‌مندی مستقیم انسان‌ها از امام ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهم در زندگی پیروان اهل بیت (علیهم‌السّلام) پیش آمد. این دوران، همزمان با دو رخداد مهم آغاز شد:
رسیدن آخرین حجت الهی به مقام امامت و دیگر؛ قرار گرفتن آن حضرت در پرده پنهان زیستی.

,

پست های مرتبط

فهرست